انديشه هاي تنهايي يك انسان... 

 

 

      انتهاي صفحه 

        
سر به زير

                   Send Me Mail

                      PM me

 

پنجشنبه ٤ اردیبهشت ،۱۳۸٢

وجدان ...

 اصولا״ انسان برخلاف ميل دروني خويش كه نسبت به محدوديّت ها تنفّر دارد . گه و گاه خود را محدود ميكند تا بدين وسيله خويش را بيازمايد ؛ تا بدين وسيله خويش را اثبات نمايد كه توان مقابله با خواسته هاي دروني اش زياد است . اگر انسان پس از طي اين مراحل موفّق به به مقابله با خواسته هاي دروني خويش شود در دادگاه دروني اش پيروز شده و لذّت بخش ترين نعمتها يعني رضايت از خويش در وي حاصل مي آيد و اگر موفّق نشود سخت ترين عذابها يعني درماندگي و بي ارادگي به وي دست مي يازد و بدينوسيله است كه انسان خويش را شايسته ي عنايت حق مي پذيرد و يا خود را نفي مي كند . آيا بزرگترين پاداشها و سخت ترين عذابها در حق انسان همين كشمكش با نيروي وجدان نيست ؟

 


Read & Think & Then  :  Send Me Mail ...

پنجشنبه ٤ اردیبهشت ،۱۳۸٢

ازدواج ...

 ازدواج به عنوان پيوندي ميان دو موجود داراي دو بعد مي باشد . بعد اول بعد مادي ست كه دو انسان به قصد جسماني بين يكديگر پيوند برقرار مي كنند و بعد دوم بعد معنوي ست كه عوامل مادي را حاكم بر پيوند دو انسان مي داند . اين حقيقتي غيرقابل انكار است كه بعد دوم يعني بعد معنوي نسبت به بعد مادّي داراي ارجحيّت و برتري ميياشد . اينكه دو انسان معياري برتر از ماده و هدفي غير از لذت را براي آغاز زندگي مشترك برگزينند از لحاظ ذهني و با ديد تئوريك بسيار متعالي و ارزشمند است ولي عملا״ وقتي به اين قضيه مي نگريم به لحاظ اجرايي داراي نقص هاي بسياري است . حتّي زوج هايي كه عشق معنوي و لذت هاي روحي را در هنگام ازدواج به عنوان معيار بر مي گزييند با آغاز زندگي و پس از اندكي با هم بودن تن به ابتذالي مشروع مي دهند و جلوه هاي بعد اول يعني مادي را به نمود مي گذرانند و عشق معنوي را با نوع مادي آن و لذت هاي روحي را با نوع جسمي آن تعويض مي كنند و در واقع اين جايگزيني ناگهاني ست كه اگرچه تا كمي پس از ازدواج (به جهت دلمشغولي هاي جسمي به جنس مخالف ) سرگرم كننده است ولي به ناگاه هر يك از زوج ها را به مرحله ارضاء از طرف مقابل نزديك مي كند . در اين هنگام است كه يا هر يك از زوجين راه فراري مثل طلاق را برمي گزينند و يا دست به خيانت مي زنند و تجربه اثبات كرده كه تنها چيزي كه زندگي اين افراد را تداوم مي بخشد تنها عادتي ست كه به يكديگر نموده اند و نهايتا״ در واقع يك روزمرّگي ملال آور را جايگزين شعاري مثل عشق هاي همواره تازه مي نمايند .

 


Read & Think & Then  :  Send Me Mail ...

پنجشنبه ٤ اردیبهشت ،۱۳۸٢

عبادت ...

 عبادت يك نوع تخليه رواني ست براي بشر ... انسانها با توجّه به اعتقادات قلبي محكمي كه به توانايي هاي پروردگار خويش دارند ؛ و آگاهي از اينكه براي مساعدت خدا بايد توجه وي را به خود جلب كنند ،دست به عبادت ميزنند. عبادت هم مانند بسياري از امور ماوراءي يك امر فردي ست و شكل اجتماعي آن بعدي تبليغاتي و رياكارانه دارد . عبادت در انسان نيرويي پديد مي آورد كه توانايي مواجه شدن با مشكلات و سختي ها را در انسان بالا ميبرد . هر چه تلاشي كه انسان براي عبادت خدا انجام ميدهد دشوار تر باشد ،به همين ميزان توانايي مواجه شدن با سختي ها در وي فزوني مي يابد ؛ و گرنه خدا كه محتاج بشر نيست .

 


Read & Think & Then  :  Send Me Mail ...

پنجشنبه ٤ اردیبهشت ،۱۳۸٢

نبوّت ...

 به نبوت به عنوان مقام خاصّي كه محدود به قشر خاصي ست نبايد نگريست . يعني اينكه برقراري ارتباط با خدا ، بدون هيچ واسطه اي ،و تنها با اعتقاد به ذات حق براي هر فردي مقدور است . هر كس ميتواند در هر مكاني و در هر زماني با خداي خويش راز و نياز كند ولي خدا به هر كسي پاسخ نميدهد ! خدا تنها پاسخ بندگاني را ميدهد كه در جهت سير به سوي او گام بردارند و براي وصال وي از هيچ كوششي دريغ نكنند . پيامبران انسانهايي هستند كه اوج لذّت را در برقراري ارتباط با خدا دانسته اند و چنان لذتي نصيب آنان شده كه مايلند هر انسان ديگري هم اين لذّت را تجربه كند . آنها تنها انسانهايي هستند كه با تزكيه نفس و تلاش بسيار توانسته ان به كنه لذّت هستي دست يابند و بدين طريق پيام آوران حقيقت زندگي اند ...

 


Read & Think & Then  :  Send Me Mail ...

پنجشنبه ٤ اردیبهشت ،۱۳۸٢

توحيد ...

 بدون شك خدا حقيقتي واحد است ؛ اصولا״ ويژگي كمال مطلق بودن ( كه لازمه ي ذات الهي ست ) اينستكه خدا تمام صفات سلبيّه و ثبوتيّه را در خود داشته باشد زيرا حقيقتي كه قهرمان زندگي هر فرد است حقيقتي واحد و موجودي يكتا ست ؛ و بخاطر همين ويژگي يكتايي ست كه ارزش آن افزوده ميشود . و بر جلال آن تاكيد ميگردد . آنچيز كه اينجا لازم به ذكر است اينستكه تجلّي هاي گوناگون وحتّي گاه متفاوت يك پديده ( و در اينجا خدا ) به معناي دوگانگي وجودي و يا عدم وحدت نيست . اين ويژگي را ميتوان با طرز تلقّي هاي متفاوت از خدا كه ناشي از بينشهاي متفاوت انسانهاست توجيه نمود بدين معنا كه : هر كس گوشه اي از اين حقيقت را مينگرد ؛ شيفته آنست و آنرا خداي خويش مي نامد ...

 


Read & Think & Then  :  Send Me Mail ...

پنجشنبه ٤ اردیبهشت ،۱۳۸٢

زندگي پس از مرگ ...

 اظهار نظر قطعي در مورد اينكه آيا زندگي انسان با مرگ پايان مي پذيرد يا نه تقريباً غير ممكن است . زيرا از يكسو اميدوار بودن به وجود جهان پس از مرگ شايد موجب غفلت كردن از زندگي دنيوي و بي توجهي بدان گردد و از سوي ديگر ردّ مسئله معاد ميتواند به پوچي منجر گردد . آنچه كه در اينجا لازم است اينستكه انسان بنا به حساب هاي مادّي يا غير مادّي ويا حتّي تصادفي امگان حيات يافته و توانسته زندگي نمايد نبايد به آن بي توجهي نماي وباي گرايشهاي دروني خويش را به سوي نيكي ها ميل دهد بطوري كه از انجام اعمال نيك لذّت برد و بدين طريق هم توانسته دنياي خويش را داشته باشد و هم آخرت را ( البتّه در صورت وجود ) ... و بدرستي كه مسئله پاداش و جزاي انسان هم چيزي جز محاكمه در دادگاه وجدان نيست ...

 


Read & Think & Then  :  Send Me Mail ...

پنجشنبه ٤ اردیبهشت ،۱۳۸٢

خدا ...

 به قول يكي از دوستان’ خدا حقيقتي است كه ما دوست داريم وجود داشته باشد’ . ولي به نظر من دوست داشتن يا نداشتن هيچ چيز تاثير در وجود يا عدم وجود آن ندارد .خدا كليتي جهان شمول و گسترده است كه هر كدام از ما بنا به علايق و استعداد هاي خود جزيي از آن را و پرتوي از اشعه ذات وي را مي نگريم . خدا مجموعه اي از صفت هاي متضاد است بطوري كه هر انسان را راضي و خشنود مي كند. خدا بشر را خيلي دوست دارد. خدا عاشق انسان است و با تمام وجود از خلقت آن ؛ نگريستن به آن ؛ راهنمايي كردن و منحرف كردن آن لذت مي برد. خدا حقيقتي ست كه دوست دارد انسان ها با تمام وجود به او فكر كنند و به او عشق بورزند يعني دقيقاً همان كاري كه خود او انجام مي دهد ...

 


Read & Think & Then  :  Send Me Mail ...

پنجشنبه ٤ اردیبهشت ،۱۳۸٢

دين ...

 انسان موجودي ست كه از محدوديت ها بيزار است . از بندها ديوارها سدها وهرآنچه كه در مقابل نفس دروني وعلايق فطري اوباشد بيزار است . از ممانعت ها گريزان و در مقابل جبر معترض و سركش است . حال اين انسان با اين ويژگي هاي ذكر شده چگونه است كه مقوله اي مانند دين را مي پذيرد وخاضعانه تن به قرار گرفتن در قيود آن مي دهد؟ چگونه است كه قانون را مي پذيرد؟...
اين خود نكته اي مهم است كه دين گريزي گه وبيگاه انسان به معناي تنفر از دين يا ردّ آن نمي باشد هر انسان در درون خود حقيقتي مانند خدا را مي پذيرد وترسيمي از خداي خود در ذهن خويش دارد ... بدين گونه است كه هر انسان دين خود را دارد...

 


Read & Think & Then  :  Send Me Mail ...

پنجشنبه ٤ اردیبهشت ،۱۳۸٢

دين امري فردي ...

 دين يك امر فردي و اعتقاد مقوله اي دروني ست. بدين معنا كه هر انسان با توجه به ساختار روحي و ويژگي هاي جسمي خود علايق و گرايش هايي دارد و با توجه به مختار بودنش جهت گيري هاي ذهني براي خود قرار مي دهد و بدين گونه است كه ضوابطي براي زندگي خود قرار مي دهد كه گاه آن را برنامه گاه نظم و بهتر بگويم دين مي نامد. توضيح بيشتر اين كه دين هر فرد ساخته ذهن اوست و ريشه در فطرت دروني وي دارد . مانند اعتقاد كه ابعاد گوناگون آن مانند اعتقاد به خدا؛ زندگي پس از مرگ و... در افراد گوناگون متفاوت است . فردي خداي خود را گونه اي ترسيم مي كند كه با خداي فرد ديگر متمايز است . و هر دو هم خداي خود را با تمام وجود مي پرستند...

 


Read & Think & Then  :  Send Me Mail ...

پنجشنبه ٤ اردیبهشت ،۱۳۸٢

تنهايي ...

 زندگي هر انسان در دو بخش خلاصه ميشود : لحظاتي كه انسان در اجتماع حاضر ميشود ، و لحظات تنهايي . در بخش نخست انسان مي كوشد آنگونه كه دوست دارد باشد خود را نشان دهد . در واقع انسان تلاش مي كند نگاه محيط را به سمتي سوق دهد كه منجر به اثبات وجود محاسن در وي شود ؛ محاسني كه با توجّه به مقتضيّات زماني ، الگوي رفتاري و شرايط اجتماعي در لحظات تنهايي برگزيده است .واضح تر اينكه زمان تنهايي براي انسان معطوفبه گزينش ويژگي هايي ميشود كه در مابقي زندگي وي را وادار به تقليد نمودن و ا لااقل وانمود كردن به تقليد از آنها مي كند . ولي زماني كه انسان با خود خلوت مي كند و به نجواي دروني خويش گوش مي سپارد به حقايقي نايل ميشود كه تابه حال با همه ي وضوحي كه داشتند به آنها دست نيافته است ( ... اگر چه كه هيچ چيز آنقدر واضح نيست كه براي ديدنش احتياج به هيچگونه تلاشي نباشد ... ) . نوشته هاي اين وبلاگ حاصل تأمّلات درني يك انسان تنهاست كه تنهايي اش او را به ديدي ماوراء آنچه تا به حال داشته ، رهنمون نموده است . ديدي كه او را وادار ساخته در همه چيز حتي اصول شك كند ؛ ״و اين شك است كه مهمترين عامل در اثبات حقيقت هاست . ״
نگارنده مطالب فوق از خوانندگان گرامي تقاضا دارد كه به مطالعه ي آثار موجود در وبلاگ و ارائه نظر هاي في البداهه بسنده نكرده و زماني را (هرچند كوتاه) در لحظات تنهاي و سكوت به تأمّل انديشه هاي موجود در آن اختصاص بدهند . مطمئن باشيد اعتقادي كه پس از ترديد در مسائل (حتي بديهيّات) بدست مي آيد ، خود مهمترين عامل در ارتقاي فرهنگ انديشه بشري ست و بسيار ارزشمند تر از تعصّب هاي كور فرقه اي ...

״ زاهد با ترس مي تازد به پا عاشقان پرّان تر از برق و هوا ״
مولوي


تا بعد ...













 


Read & Think & Then  :  Send Me Mail ...
 
 

 

             

                    بالاي صفحه